مایکل جکسون مرد
خب مرد که مرد
من هم میمیرم, اونم میمیره, همه میمیرن! واقعا این اقا اونقدر ارزش داره که به خاطرش کل سایتهای خبری و وبلاگا و همه جا اعلام کنن
برعکس همه من تا الان که یه دو سه تا وبلاگ و وبسایت رو خوندم نمیدونستم این اقای 50 ساله ی 20 ساله نما مرده و اصلا هم برام مهم نیست
فقط چون دیدم همه در موردش نوشتند منم گفتم به خانواده ی داغدار و ایرانیهایی که قلبشون برا مایکل میتپید تسلیت عرض کنم
هیچی از این ادم نمیدونم
فقط وقتی یاد اون صورت عمل کرده اش میوفتم تمام بدنم مور مور میشه از اینکه چه سختیها و دردهایی که زیر تیغ عمل جراحی نکشید و حالا مرده و قراره زیر خاک همش از بین بره!
بعدشم مثل همیشه که کسی از این خواننده ها و بازیگرا میمیره به خودم میگم الان شب اول قبرش چیکار میکنه؟ به خودم دلداری میدم: اینا میرن جهنم منم برم جهنم! پس عدل خدا این وسط چی میشه و خودم رو سریعا تو باغ بهشتی فرض میکنم چون خیلی از گناهایی که اینا کردن رو من به اندازه ی سر سوزنی نکردم
به هر حال هرچی بود خدا بیامرزدش حیف که تا اخر عمرش هم قیافه و تریپش به دل من نشست. صداش را که نشنیدم ولی قیافه ی درست و حسابی هم نداشت بلکه یه خورده از چهرش تعریف کنم. خوبیهاش رو هم که ازش دور بودم ندیدم که باز چیزی برای گفتن داشته باشم فقط حدس میزنم اعتماد به نفس اصلا نداشته که هی میرفت همه جاش رو عمل میکرد که به احتمال یقین در دنیای جدید خدا بهش نشون میده چجوری باید اعتماد به نفس میداشت.
تازه موندم چطوری میشه یه همچین ادمای بی ارزشی انقدر با ارزش میشن؟؟؟ ما این وسط باید چیکار کنیم که با ارزش بشیم؟ و به جز صورت عمل کردن و هزارتا کار دیگه کردن چطوری میشه با ارزش شد؟؟ و ارزش ها این وسط چی میشه؟؟ اصلا ارزشها کدومند که این اقا داشت و ما نداریم؟؟
باز هم به احتمال یقین من فردا امتحان خوبی خواهم داد! چون تا الان از یک جزوه ی 40 صفحه ای سخت که تا به امروز یک برگش ورق نخورده 10 صفحه بیشتر نخوندم
خب فشار روحی وارد میشه و اینجوری میشه که شب میام و این چرندیات رو مینویسم![]()
پی نو:
ما یک پسری در همسایگیمون بود بهش میگفتن مایکل! زن گرفت و رفت. ولی برای خودش در جوونی چیزی بود هر انچه را که نباید میکرد کرده بود! رقصش هم خیلی معروف بود. وقتی زن گرفت فقط تا یک ماه وقتی خودش و زنش رو می دیدیم دهنمون وا میموند. بعید بود از یه همچین ادمی چنین زنی رو بگیره. کلا دختره اگه میدونست این چی بوده هیچ وقت ازدواج نمیکرد.....ولی بعد از ازدواجش مرد زندگی شد هیچ خبری هم از اون مایکل قدیم نیست
کاش مایکل جکسون هم اینجوری میشد!
بعدا نوشت:
فکر میکردم لحن طنز امیز نوشتهارو فهمیده باشید و منتظر جوابهای دندان شکن و دشمن شکنتون نبودم. من هیچ وقت جای خدا نشستم هیچ وقتم این کارو نمیکنم اگرم در مورد کسی صحبت کردم فقط عقیده ی خودم رو گفتم و بس! اگر یه کمی هم چاشنی طنز داشت نباید به پای بی سوادیم بنویسید و پای رئیس جمهور رو بیارید وسط
یک بار دیگه لطف کنید و پاراگراف اخر رو بخونید
امثال مایکل ها تو دنیای ما زیاد هستند اوردن همسایمون رو مثال نزدم که گفته باشم ماهم همسایه داریم!! خواستم بگم هر ادمی هر چقدر هم بد قابل تغییر همونجور که همسایه ی ما تغییر کرد و ۳۶۰ درجه برگشت بقیه هم میتونن اینجوری بشن
اون خط اخر رو بی زحمت شصت بار مشق شب از روش بنویسید با علامت تعجبی که اخرش هست. بی کار نبودم چهل تا خط به قول دوست عزیزمون بنویسم اونم شب امتحان.....اون علامت تعجب رو گذاشتم که بگم اقای جکسون با هر بدی و گناهی که کرده شاید اخر عمری خیلی هم ادم خوبی شده مثل مایکل همسایه ی ما
من رو تو قبر هیچ کس نمیزارن مایکلم تو قبر من نمیازن! اگر حرفی از اخرت کسی زده میشه فقط و فقط تلنگر زدن به خودمه که حواسم به کارا و گناهایی که میکنم باشه.
تموم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 2:21 توسط کلوچه خانوم




