تبليغاتX
.*•. کلوچه خانوم .•*.
.*•. کلوچه خانوم .•*.
امیدوارم دیگه از انتخابات حرفی زده نشه....!!!!!!!

باید بگم این دو ساله در گمراهی کامل به سر میبرم و دو شبه لذت نداشتن نت بهم مزه کرده

یاد وقتی میوفتادم که میشستم شب تا صبح درس میخوندم به امید نمره بیست......چشیدن طعم اون روزا با تفاوت اینکه الان دانشگاه محل تحصیلمه خیلی بیشتر لذت داره

دوباره بعد یک سال دارم حس بچه درس خون بودن رو میچشم مخصوصا دیروز که رفتم کتابخونه و دوستای پشت کنکوریم رو دیدم

درس نخوندن در طول ترم و گذاشتنش برا شب امتحان هم باز از اون حس هایی بود که یاد و خاطرش برام زنده شد

 

دیروزم خیلی هول هولکی قسمت شد و با چند تا از دوستام رفتیم جمکران....

فک کنم از اخرین باری که شب سه شنبه رفتم جمکران سه سال میگذشت انقدر برام لذت بخش بود که هر چی بگم کمه.......

دعای توسل شروع که شروع شد گریه ی منم باهاش شروع شدم تا اخری که دعا تموم بشه و سلام بدن به امام زمان.....احساس کردم با هر قطره اشک یه بار گنده از دوشم کم میشد و نیازم به وجود اماممون بیشتر

این روزا با هر بدی و خوبیش حداقل اینو بهمون فهموند برای ظهور کسی که میدونیم تنها به دست اونه که تمام گره ها باز میشه بیشتر دعا کنیم

 

دوستام که یه جا جمع شدن تا نامه بنویسن و بندازن تو چاه چندتا دختر جوون هم اومدن پیشمون......(من خودم اعتقادی به نامه نگاری ندارم) دوستام شروع کردن به نامه نوشتن من زل زدم به گنبد. چون دوستام همشون این هفته کنکور داشتن میدونستم اولین چیزی که بخوان قبولی هست گفتم بچه ها بیاید به جا کنکور برا یه چیز دیگه دعا کنیم

همه گفتن: شوهر خوب!!!

به هر حال دعای مد نظر من این بود خدایا به جا انداختن نذر و نیاز بابت فراغ یار و شور نمونه یه خورده حس مسئولیت در قبال کشور و مردم و رو بده! الهی امین

خلاصه باعث وبانی شدیم تا اون چندتا دختر غریبه یاد حاجت دلشون هم بیوفتن و از اینهمه روشنفکریمون کلی بخندنخنثی

 

پی نو بسیار مهم:

انتخابات برای من تموم شدست. از همون روزی که رفتیم برا جشن پیروزی تموم شده بود. پس اصلا نمیخوام بعد از دو هفته هنوز حرف از این چیزا باشه

ببخشید اگر نتونستم کامنتارو جواب بدم هم اینکه دو روز نت قطع بود هم اینکه اگه بخوام پایین نظرات جوابتون رو بدم به خاطر زیادی حرفام تائید نمیشه

فقط برا اون خانومی که کشته شده:

با تمام تذکراتی که از طرف هزارتا ارگان داده شد حالا من کاری ندارم دلیل داشته یا نه اجازه راه پیمایی و تظاهرات به کسی داده نشد و به همه هم گوشزد کردن که نیاید و عواقبش پای خودتون حالا این وسط چند نفر ادم شجاع و پی گیر حق خودشون و عاشق شهادت راه افتادن رفتن تو خیابون این وسط هم از اونجایی که گفته شده بود و اینکه در اینجور مسائل جای هیچ شوخی نیست و حلوا و شیرینی هم پخش نمیکنن رفتن و کشته هم شدن. پس به من و اقای دکتر ربطی نداره چون با تمام اخطارهایی که مسئولین دادن بازم اینها رفتن و اگرم کسی از این موضوع ناراحته بره و به باعث و بانی این امر و اون فردی که امر فرمودن این افراد بریزن بیرون بگه چون خون این ادمایی که کشته شدن چه شهید باشن چه نباشن پای اوشون هست و این من نبودم که بگم برید و اونها هم رفته باشن و کشته شده باشن حالا کسی به من بگه

مسئله دوم اینکه اقای دکتر اسلحه بر نداشتن بیان وسط تیر بزنن به دختر مردم که شما هم اینجوری میگید. سپاه و ارتش و نیروی انتظامی هم اگر حق تیر داشته باشن از کمر به پایین هست پس نتیجه میگیریم این تیری که زده شده و به نقطه حساس ندا خانوم خورد و سریع هم کشته شدن با هدف گیری دقیق بوده و من تا به الان در هیچ کدوم از فیلمها ندیدم بسیج و سپاه و ارتش و نیرو انتظامی باشن که تیرو زدن

سوم اینکه اگه شما به فیلم توجه کنید میبینید فیلمش کاملا حرفه ای و با تکنیک های فیلم برداری بوده مثل همین فیلمی که از تلوزیون یک هفتست هر دو دیقه یک بار میزارن پس کسی که فیلم گرفته ادم حرفه ای بوده و کاملا به سوژه مورد نظر تسلط داشته

با تمام اینهایی که گفتم با یه خورده فکر میفهمیم کار هرکس بوده نه از طرف نیروهای دولتی بوده نه خود تظاهر کننده ها

پس این وسط هر اتفاقی میوفته یک جانبه نباید نگاه کرد و سریع مقصر رو کسی ندونیم

اخرین مطلب هم اینکه

این چند وقت از همتون ممنون اومدید و درباره این چند روز نظر دادید از مونای عزیزم با اینکه بعضی حرفاش ناراحتم کرد ممنون که اومد وقت گذاشت و حرفش رو هر چند که مخالف بود زد امیدوارم اگه منم حرفی زدم که ناراحت شده به دل نگیره همینجا هم ازش معذرت خواهی میکنم. مریم خانوم که من نمیشناختمش. هستی جونم که واقعا دوستش دارم. سودابه ی گلم که اخر من نفهمیدم طرف دار کیه! اونایی که رفتم و وبلاگاشون نظر دادم کسایی که نرفتم و نظر ندادم. اونایی که جواب نظراشون رو ندادن و بقیه دوستان که این چند وقت همه حرفام رنگ و بوی انتخاباتی داشت و خستشون کردم وتحملم کردن و خودم که چند وقت خیلی زحمت کشیدمwhistling

اگرم حرفی زدم، ناراحت شدید از همتون میخوام ببخشید و بلافاصله با خوردن یک بستنی دهنتون رو شیرین کنید تا کاملا از یادتون بره و اگر نرفت من دیگه نمیتونم کاری کنم براتون


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!