تبليغاتX
.*•. کلوچه خانوم .•*.
.*•. کلوچه خانوم .•*.
:)

بسمه تعالی

اینجانب کلوچه ای گرد و قلمبه و درس نخون (در همه ی عمرش درس نخونده. محض اطلاعات عمومی) در عملیات انتحاری که دو روز پیش انجام شد امتاحانش را ترکاند و خیلی بد داد و همچنان نمیداند چه خاک بر سر کند. به همین منظور از همه ی شما مردم غیور و شریف که همواره یار و یاور مظلومان و بینوایان بوده و دست نوازش بر سرشان میکشیدید که انشاءالله یک در این دنیا و صد در اخرت نصیبتان شود عاجزانه تقاضا دارم چنان چه در همین لحظه کفگیر یا احیانا ملاقه و یا در صورت نبود این وسائل بیل و کلنگ در حضورتان هست ان را برداشته و به صورت عمود بالقائم ان را بر سر بنده فرود اورده به منظور رفع حاجات و سپس فرار کنید. چون در صورت انجام این کار در عرض سی ثانیه چیز از شما هم باقی نخواهد ماند

به امید براورده شدن همه ی حاجات جمع

از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون فردا امتحان روان دارم و ساعت 6 صبح باید راه بیوفتم برم دانشگاه ولی عشق و علاقه به محیط پاک نت منو بر ان داشت بیام یه یادی از دوستان بکنم

به جون خودم فرت و فرت دلم براتون تنگ میشه عینهو گنجشک

بعدشم دیدم داره مطالب این چند روز تلنبار میشه فردا پس فردا نمیتونم بیام بنویسم همین شد که الان اومد ساعت 3 نصفه شبی

اونوقت هی به من انگ اعتیاد میزنن !

خونمون از دیروز شده سوت و کور

هم بابام دیروز رفت کربلا

هم داداشم رفت مشهد

من و موندم و حوضم با مامانم تنها

انقدم من این یک دونه برادرو دوس دارم حد نداره. وقت رفتن انقد بغض کردم و خودمو نگه داشتم که مردم اونوقت هی به مامانم میگم گریه نکن

مامانمم میگه من که گریه نمیکنم

از اونورم بابام نمیره نمیره همین یه بمب میترکه تو عراق فرداش بابام پا میشه میره کربلا

دیگه تا بیاد من هزار بار میمیرم و زنده میشم....ناراحتی اعصاب گرفتم

گفتم من تو این اتوبوس سوواری و بی ار تی سوواری و مترو سوواری پر پر میشم

دیروز داشتم میشدم

همین پاهام لا در اتوبوس موند که جیغم ملکوت رو لرزوند.......چنان دادی زدم سر راننده. دلم میخواست میتونستم میزدم تو کله اش

حالا کف پاها که از وسط تا شد به جهنم....جلو کفشمو ببینید چین چینی و جمع شده. بعد مامانم میگه اینم خودش یه مدلیه

پ.ن: چه پست مختصری شدااااااا

پ.ن: اخ بشه من هر شب بیام اپ کنم. خیلی خوبه نه؟


[ ]
+
السلام علی الحسین

السّلام علي المقطوع الوتين

السّلام علي المحامي بلامعين

السّلام علي اشيب الخضيب

السّلام علي الخد التریب

السّلام علی البدن السلیب

السّلام علی الثغر المقروع بالقضیب

السّلام علی الرأس المرفوع

 

سلام بر انکه شاهرگش بریده شد

سلام بر انکه در حمایت از دین، بی یاور ماند

سلام بر ان محاسن با خون خضاب شده

سلام بر ان گونه خاک الود

سلام بر ان بدن که لباسش به غنیمت برده شد

سلام بر ان دندان که با چوب خیزران بر ان نواخته شد

سلام بر ان سر بالا رفته بر نیزه ها

پی نوشت:

1) ظهر عاشورا تموم شد و من تازه دارم سلام میدم

ولی به کسی سلام میدم که عاشقانه تونست به معشوقش برسه......راهی که تا به امروز هیچ عاشقی نتونسته دنبال کنه تا وقتی که از خون خودش بگذره

سلاممو دیر دادم چون اعتقاد دارم نه امام حسین کشته شد نه وقایع عاشورا تموم شدنیه همه چیز بعد از روز عاشورا تازه شروع میشه

2) کلی هر سال این هیئت رفتنا برامون خاطره میشه.....امسالم هیئتو بزرگ کردن و جمعیتم خیلی بیشتر شد و خلاصه هر شب یه بساطی ما داریم.مخصوصا سر شام دادن و اخر شب و که باید هیئتو تمیز کنیم.

3) یه حسی همش بهم میگه این ترم اول دانشگاه قراره امتحانارو گند بزنم چون نه درس خوندم نه قصد درس خوندن دارم......اصلا همینه که هست میخواد بخواد نمیخواد نخواد

4) الانم فک کنم هیئت نباشه.....یکی از مداحا حالش خوب نبوده نیمده. هر سال تا شب 3 امام هیئتمون برقراره. شب 3 هم از بقیه ی هیئتای محل میان و کلی پرشور میشه

6) سال پیش نذر کرده بودم اگه دانشگاه رشته ای که میخوام قبول بشم یه پرچم برا هیئت بخرم.....هر جا رفتم از اون پرچم خوشگلا گیر نیاوردم گفتن اون مدل پرچما برا کربلاست. دیگه این که ما تو عمرمون یک بار نذر کردیم اونم که اینجوری شد. باز خدارو شکر نذر حلیم و شله زرد نکردم

7) دیگه اینکه بعدا میام یه اپ مفصل میکنم. این دفه همه رو تو پی نوشتا نوشتم تا جبران پستای قبلی بشه

8) دلم برا درس و دانشگاه خیلی تنگ شده.....وقتی میرم همش غر میزنم راه طولانیه و خسته میشم وقتیم نمیرم انگار یه چیزی کم دارم

9)این دعاییم که اول پست نوشتم برا زیارت ناحیه ی مقدسه از امام زمان هست اگه وقت کردید حتما بخونید خیلی قشنگه

10) خطاب به دوستان:

حالا من یه کاسه برداشتم از حرم، تازه اونم برا یکی که گفته بود برداشتم برا خودم نبوده.....هی شما بگید! کل مشهد رفتن مارو ول کردید چسبیدید به اون کاسه دزدی؟!!

 

به امید روزی که با فرج امام زمانمون بتونیم تو راه سید الشهدا برای عدالت مهدی و در رکاب اقامون شهید بشیم  و بشیم جزو شهدای کربلا. الهی آمین
[ ]
+
.

خب

عزیزان دل بنده دوباره سلام

دیدم اون یکی پست خیلی جهان شمول نبود این یکی پستم به اون پست پایینی اضافه میکنیم تا همچنان بوی پیاز داغ مشهد رفتنمون بلند باشد

این گروه سه نفره ای که در این عکس مشاهده مینمایید یک گروه سه نفره ی خوشحال و خندان بودن همچون گروه سه نفره ی ما که تونستیم در یک حرکت متحیرانه یکی از کاسه های سقاخونه ی حرم رو برا یکی از همسایه هامون که نذر داشت بدزدیم خدارو شکر به جرم کاسه دزدی از حرم نگرفتنمون

داشتم میگفتم این سه نفری که در عکس مشاهده میکنید نصفه شبی جو عروس دومادی و اتلیه و این بند و بساطا گرفته بودشون و به این صورت که وسط حیاط حرم ولووووووووو میشدن بعد همدیگه رو بغل میکردن از همدیگه عکس میگرفتن فک کن

و این شد که تونستن تا یک ربع دل منو از خنده به غش بندازن

اینجا همون قسمتیه که بسیار حالت معنوی زیاد داشت و منم عاشقشم و همچین شبا یه حالی داشت. کلی برا خودم درد و دل کردم تو این نقطه

اینجا هم محل کاسه دزدی

 

این یه هفته مونده به اخر ترم چه میکنند بچه های دانشگاه

این هفته یکی از بچه های بسیار سرشناس هم رشته ایمون که خیلی باحاله و دارای اعتماد به نفس بسیار مضاعفه اقدام به پوشیدن یک دست کت و شلوار کرده

اول هفته که رفتم دانشگاه همین پامو از در گذاشتم تو سرمو بالا گرفتم یهو این اقای اعتماد به نفس با کت و شلوارش از روبه روم رد شد.......منم یهو پرتی شروع کردم به خندیدن در حد صدای شیش تا بلندگو با قدرت شونصد وات همه برگشتن نیگام کردن خود اقای اعتماد به نفسم فهمید.......با اینکه خودش فهمید همه یه جوری بهش نیگا میکنن و وارد هر کلاسی میشه همه پقی میزنن زیر خنده ولی بازم اون کت و شلوارو پوشید

دیروز بعد از اینکه خودمو کشتم و ولیعصرو رد کردم تا برسم دانشگاه

همین پامو از در نزاشته تو بچه ها کشون کشون منو بردن پیش استاد و اجازمو گرفتن باهم رفتیم راهپیمایی......فک کنم دیگه از هرچی خیابون ولیعصره حالم بهم میخوره انقد که تا برسیم به این ایستگاه زجر کش میشم.....افتضاح تجمع ادم اونجا زیاده

هر وقت این مردمی که وایسادن پشت چراغ تا سبز بشه و از خیابون رد میشن رو سر چهارراه میبینم خوشحال میشم حداقل این یک قسمت شهر سیستم رفت و امد ژاپنی توش پیاده شده

انقد پشت ترافیک موندیم که اخرهمه رسیدیم و برنامه تموم شده بود

یه سری فحش به دانشگاه دادیم یه سری به اسرائیل یه سری به بی ار تی و دلمون حداقل خنک شد و برگشتیم خونه

ولی همون که رفتیم فهمیدیم میدون فلسطین کجاست خودش کلیه

ادم بچه ی تهران باشه میدون فلسطین ندونه کجاست......عینهو این فلک زده ها وسط خیابون واستاده بودیم هر کی رد میشد میپرسیدیم میدون فلسطین کدوم وره

کلیم اونجا رفتیم از دست خودمون خندیدیم......هر جا سوژه برا خنده گیر نمیاریم به خودمون میخندیم خل شدیم رفت

پ.ن: نمیدونم چرا چند وقته پ.ن نوشتنم نمیاد......فک کنم گناه زیاد کردم

پ.ن: باشگاه خبرنگارن ثبت نام نکردماااااا انقده اعصابم لهیده شد...ایشالله سال اینده

پ.ن: تو این شبا هر جا رفتید منم دعا کنید. به جان خودم مدیونید اگه منو یادتون نیارید. این همه رفتم مشهد به یادتون بودممممممم من که دوست دارم!


[ ]
+
یه عالمه حرف، یه وقت کم

سلام به دوستای گل و ناز و خوشگلم

تازگی فهمیدم هیچ چیزی تو دنیا بیشتر از نشتن تو صحن اونم وقتی همه خوابیدن و همه جا خیلی خلوته بهم مزه نمیده

همه چی سرد بود ولی ته دلم همش احساس گرما میکردم

دعا کردم همیشه گرمای عشق امام رئوف تو لحظه های سرد زندگیم تو قلبم باشه

شب یلدا تو قطار انقد بهمون خوش گذشت دیگه نمیدونستیم چیکار کنیم

تو قطار این فیلم پسران اجری رو گذاشتن واه که چقد من از این فیلم بدم میاد.......تا دلتون بخواد توش صحنه های زاقارت داره. خلاصه شب یلدا کلی حالمونو گرفتن

بعدشم که رسیدیم مشهد و رفیتم هتلی که قبلا رزرو کرده بودیم و اشنای یکی از همسفرامون بود

همین رفتیم تو هتل دیدم به، دختر هتل داره چقده برام اشناست بعدش فهمیدم سال دوم دبستان باهم هم کلاس بودیم. فک کن چه ذهنی دارم من

خلاصه کلی به خاطر این اشناییت صاحاب هتله بهمون حال داد

بهتون بگم کل این سه روز یه طرف

شبا ساعت 12 به بعد که میرفتیم حرم یه طرف

کلا شبا حال معنوی حرم خیلی بیشتره

با اینکه ما خیلیم از این حال معنوی فیض نبردیم!

 

انقده تو یادم بودید... بیشتر از هر کس دیگه

خلاصه جاتون اصلا خالی نبود

تو این چند روزی که اونجا بودما یک ذره احساس ناراحتی نکردم از اینکه درس و دانشگاهی هم هست.....همچین پرو پرو از امام رضا هم طلب نمره های خوب کردمممممم

امام رضا هم دیروز جوابمو داد کیف پولمو دزدیدن 30 هزار تومن توش پول بود. کوفتشون بشه وسط گلوشون گیر کنه......حالا هچ وقت تو کیفم یه دو زاری پیدا نمیشدااااا همین کیفمون رنگ پول به خوشد دید اونم که زدن

شانسو نیگا...اونوقت هی همه بیان بگن هیچکی با کیف من کاری نداره.

اتفاقا صبحش که میرفتم دانشگاه گوشی و کیف یه خانومه رو تو بی ار تی زدن منم به یه دختره که روبه روم بود گفتم هیچکی کیف منو تا حالا نزده.......همون شد سه ساعت بعدش که داشتم برمیگشتم کیفمو زدن

حالا کیفه یه ور......حرفای مامانم یه ور. همش بهم میگه خل شدی و برگشته به بابام میگه فک کنم عاشق شده......یعنی وقتی این کلمه رو میگن انگار از صدتا فحش برام بدتره

ولی این دو روزه حسابی مسافرت از دماغم درومد.......یک عالمه تحقیق و اینا ریخت رو سرم که همشو باید تو این هفته تحویل بدم. منم هیچ کاری نکردم. (همه باهم، ایول ایول...) از اونور کلاسای ایسنا شروع شده هنوز نرفتم برا ثبت نام. کلاسای خبرنگاران جوانم شروع شده که امروز اخرین مهلت ثبت نامش بود به زور دیگه امروز با دوستم دفترشونو گرفتیم که تو رو خداااااا فردا ما میایم مارو ثبت نام کنید و چقد از اقاهه خواهش تمنا کردیم.......اسم و فامیل اقاهه رو پرسیدیم تا فردا قراره بریم به واسطه ی اسم این اقاهه مارو ثبت نام کنن

دیگه اینکه یه عالمه حرف دارم نمیدونم کجا بگم وقتم ندارم

بوس بوس به همتون که یه عالمه دلم براتون تنگ شده بود
[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!