تبليغاتX
.*•. کلوچه خانوم .•*.
.*•. کلوچه خانوم .•*.
گاو خوگشله!

سلاملیکم به دوستان

همش برقامون میره

اخه این چه وضعشه

بزنم تو سرت

برقم بود برقای قدیم همش فرت فرت میره میاد

من الان عصبانیم

همش میخوام بیام اپ کنم نمیشه

خب من چی کار کنم اخهههههههه

این برقه شده برا من سرطان دل

تمام حرفام بیات که میشه بعدا میام میگم

من درد دلمو به کی بگم

ای جز جیگر بگیری ننه (با برقه بودم)

از همون چهارشنبه ای پا شدیم رفتیم طالقان تا همین جمعه

اصلا من اونجا رو دوست ندارمااااااااااا

ولی خیلی خوش گذشت

و مهمتر از همه من طرز تهیه ی دوشیدن شیر گاوو یاد گرفتیم از بابا بزرگم

انقده قشنگه که نگووووووو

هیچ کاریم نداره

اصلا هم ترس نداره

فقط اگه برا گاوه قریبه باشی و بخوای بهش دست بزنی با دم تپ تپ میزنه تو صورتت یا اگه بخواد ملایم تر با ادم رفتار کنه اینه که با سم بزنه تو کله ت

بی خطره!

این کارو فقط یاد گرفتم دیگه نتونستم انجامش بدم ایشالله دفه ی بعدی

اما یه کار دیگه کردم

الاغو بردم بهش علف دادم

دست دست

ماشالله ماشالله بهش بگید(به من بگید به الاغه نگید)

خیلی کار بزرگی کردم خب

عمرا یکی از شما یه همچین کاری کرده باشه

برا خودم شده بودم یه پا عشایر

بعضی وقتا انقده دوست داشتم جای عشایر بودم

یه زندگی ساده بدون هیچ تجملاتی

همشم که میرن اینور اونور

از من و تو هم خیلی شادترن و زندگیشون بهتره

هیچیم ندارن یه ارامش که دارن

پنجشنبه هم رفتیم کنار سد و قایق سواری کردیم

قبلا همش فکر میکردم پارو زنیم خیلی خوبه هاااااااااااا

ولی دیدم خیال خام، خوب که نیست هیچ خیلیم افتضاحه تازه با این اوضاع افتضاح میخواستم برم قایقرانی

خوب شد نرفتم ابروم میرفت وگرنه

اخه همش یه حسی میگفت یه چیز تو مایه های شنا هست اگه ادم شناش خوب باشه حتما میتونه خوبم پارو بزنه ولی دیدم اصلا اینجوری نیست. ضایع شدم.......وقتیم میخواستم از قایقه بیام پایین نفهمیدم عمق اب چقدره تا کمر رفتم تو اب خیس خالی شدم. ما این کاره نمیشیم

کنار سد یه تیکه گل پیدا کردم

جو منو نگرفت

با دوپا شروع کردم گل لقد کردن

عین ندید بدیدای گل ندیده

تمام سر تا پاهام که خیس بود گلیم شدم

بعدش دیگه گلا پاک نمیشد

تمام ماشینو به گند کشیدم

اونجوریم منو نگاه نکنید

نمیگید اگه من این کارارو نکنم پس فردا عقده ای میشم. عقده ای بشم خوبه؟؟؟

 

پ.ن: همین الان در یک جدال ملافه کشی با بابام ملافه جر خورد.......نصفه شبی ببین چه کارا که نمیکنیم.

پ.ن: انقده دوست دارم زیاد حرف بزنمممممممم ولی پستش طولانی میشه. بقیه ی حرفامو بهدا میام میگم


[ ]
+

سلام به همه دوستای خودم که دو روز نیام نمیدونم چرا انقدر دلم براشون تنگ میشه!

فکر کنم معتاد شدم

زیر چشمم که گود رفته به عمق نیم سانت

صبحا هم که قربونش بشم ساعت 2 از خواب بیدار میشم

دوباره نیم ساعت بعدش میخوابم

همه میگن لاغرم که شدم

کار که نمیکنم پس این خستگیه از چیه؟؟؟ زود باش بگو ببینم

این چند روزه نشستم با خودم فکر کردم

اولش دیدم من که کلاس برو نیستم

نیدونم چرا از کلاس رفتن و این حرفا خوشم نمیاد عین این خاله زنکا

بعدم دیدم اگه بخواد همینجوری بشینم خونه که نمیشه بیشتر معتاد میشم

برا همین خلاقیته رو به کار گرفتم

دیروز زور زور زور

به زور داداشمو نشوندم که موهای سرشو بزنم

یه قیچی و شونه ورداشتم

اولش بچه نمیامد مدل من بشه که

دنبالش کردم دوتا هم زدم تو سرش تا نشست

بچه ی بی ادب چه معنی داره حرف خواهر بزرگترشو گوش نده (جذبه رو دیدید)

دیگه اینکه نتیجه ی کارو براتون بگم که خیلی خوب شدااااااااااا

ولی نمیدونم چرا یه خورده، دقت کنید فقط یه خورده خراب شد!

از بس که سرشو اون زیر تکون داد تصقیر من چیه خب

اخرشم رفت موهاشو سلمونی زد

قدر نشناسن بچه های این دوره زمونه

امروزم خواستم موهای مامانمو کوتاه کنم که گفت عمرا صد سال دیگه اگه بزارم یه همچین کاری کنی

دیشب خونه ی یکی از فامیلامون شام دعوت بودیم

من نمیدونم مجلس اینا بله برون بود

عروس دوماد پاگشا کرده بودن

مهمونی خانوادگی بود

ولی هر چی بود خیلی خوش گذشت

اونجا قرار گذاشتیم دفه ی دیگه موهای یکی از فامیلامونو درست کنم

پ.ن: مریم گلم هدیه ت رسید دستم یک دنیا ازت ممنون خیلی خیلی خوشحالم کردی. باشه یه روز بتونم جبران کنم. مامانمم خیلی ازت تشکر کرد سلامم رسوند.بیا بخلم

 

پ.ن:دودورو دووووووووووووووووووووووووود

روز پدر مبارک باشه مخصوصا پدرای گل خودتون


[ ]
+
تابستان خود را چگونه میگذرانیید؟!
سلام به دوست جونای خودم

یه دفه فکر نکنید من حوصلم سر رفته اومدم که اپ کنمااااااااااااا

بلکه دارم خیلی مفید واقع میشم حوصلمم سر نمیره!

از همون صبح که پا میشم یه عالمه کار دارم

اولش که همسایمون میاد

بعدش همسایمون میاد

بعدش دوستای من میان

بعد دوباره یکی دیگه میاد

بعد همسایه میاد

بعد اگه مامانم بره بیرون امکان نداره یکی رو بر نداره بیاره خونه اون کسیم که میاد امکان نداره یا سبزی یا باقالی یا لوبیا سبز همراهش نباشه و من مجبور نشم بشینم اینارو براش پاک کنم

میبینید که یه ذره هم حوصلم سر نمیره بلکه از هر انگوشتم یک هنر میریزه

تازه دیروز بچه ی همسایه مامانشو زور کرده و گریه کرده که بریم خونه ی خاله اینا (منظورشم ما بودیم) عشقه دیگه کاریش نمیشه کرد!

اومدن دیدم به، یه چهار پنج تا کتابم با خودشون ور داشتن اوردن که من بشینم مسابقشو حل کنم..........مسابقه ی اتش نشان محله ی منه، قراره جایزه هم بدن

خدا بخواد دیگه داره دستمون میره تو جیب خودمون

اینجوری که با خودم حساب کردم

هر کدوم از بچه های همسایه بیان این مسابقشونو بدن من حل کنم

بعد یه جایزه ی خوب بهشون بدن که البته شتر در خواب بیند پنبه دانه ما از این شانسا نداریم

یه پورسانتم از اون جایزه باید به ما بدن

اگرم ندن خودم به زور ازشون میگیرم

اونوقت من پول گوشیمو که الان اس ام اس اومده اگه تا 72 ساعت اینده پرداخت نشه قطع میکننو میتونم بدم

حالا با این همه کار که ریخته رو سرم

دیروز یکی از همسایه هامون برگشته میگه یه کلاس خوب تو فرهنگسرا هست بیا برو

منم گفتم دوست ندالم برم کلاس

و خانومه زور که خیلی کلاس خوبیه هااااااااااااااا

مگه میگفت کلاس چیه

به زور از زیر زبونش کشیدم

میدونید کلاس چی بود

شوهرداری

نه اخه من برم اونجا بگم چی

این چه صیغه ایه من نمیدونم به خدا

منم گفتم: ننه از ما که گذشت شما جوونا باید برید اینجور کلاسا یاد بگیرید

خوب گفتم نه؟

دیگه اینجا اعلام کردم که هر کی دوست داره از این کلاسا هم هست........از بیکاری که بهتره

ولی بگم من خودم باهاتون نمیام عواقب بعدیشم با خودتون

زودترم برید ثبت نام پر میشه!!!!!!!!


[ ]
+
کلوچه ای به شکل کدو!!!

اخیشششششششششش

فکر میکنم یه بار گنده از رو دوشم برداشته شد

تازه دارم بعد از قرنی یه نفس راحت میکشم

پشت سر گذاشتن یه دوره از زندگی مثل همین کنکور خودش کلی کاره دیگه

این همه سال درس خوندیم برا یه همچین روزی که بتونیم ازمون بدیم برا ورود به دانشگاه.

همیشه وقتی بچه بودم با خودم فکر میکردم مثلا اگه من دیپلم بگیرم چی میشه

یا اون روزی که قراره برم کنکور بدم چقده احساس بزرگی میکنم و چقده بزرگ شدم

ولی الان فکر میکنم میبینم اینم یه دوره بود مثل بقیه ی دوره های زندگی با این تفاوت که دیگه هیچ کاری ندارم

سالای پیش وقتی که تابستون شروع میشد از این بابت مطمئن بودم که مهرماه میادو میرم سر مدرسه

اما حالا چی

باید تا شهریور الاف و بیکار وایسم که ببینم قراره چی بشه خسته شدم خب

و الان من در خونه شدم شبیه به یک کدو

تازه

انقده از کنکور اینجا حرف زدم خسته شدم.........اینجارو میبینم فکر میکنم اومدم پیک سنجش باز کردم

امروز سر جلسه یک فیلمی شده بووووووود

من دیگه همه حواسم پرت شد

یه سکوی پنج سانتی جلوی سالنی که ما توش ازمونو میدادیم بود

هرکی میخواست بیاد تو سالن این سکورو نمیدید و پاهاش گیر میکرد و میخواست با مخ بخوره تو زمین

یه بارم یکی از مراقبا داشت میخورد زمین و نزدیک بود با سر بره تو صندلی یکی از بچه ها

منم این صحنه رو دیدم

بعد با خودم فکر کردم اگه میرفت تو شکم دختره چه حالی میداد

واااااااااای دیگه خندم بند نیمد

شروع کردم خندیدن وسط جلسه

خدا نکنه منم خندم بگیره

مگه بند میاد

تا یکی نگه کوفت بس نمیکنم.........حتما باید برخورد فیزیکی بشه!

ولی بعدا دیدم همه دارن چپ چپ نگام میکنن دیگه خنده نکردم

اون بیسکویتم که سر جلسه دادن طی یک عملیات شوتینگی پرتاپ کردم تو سطل اشغال و به سرگذشت همون بیسکویت قبلیه دچار شد. بعد از صدبار نشونه گرفتن بلاخره رفت تو سطل اشغاله. تشویق لفا‌ً دیدم همون به درد اشغالی میخوره خب ترسیدم بخورم سرطان بگیرم

همین دیگه

پ.ن: هی میخوام عطسه کنم نمیاد عطسم......بلاخره بعد از دو ساعت اومد(خوش امد) فکر کنم سرما خولدم!
[ ]
+
اوا خاک عالم!

سلاملیکم به دوستان

از روز کنکور تا حالا یه خورده حالم بهتره

نمیدونید که، داشتم میمردم

دق کرده بودم

ولی بعدا فهمیدم همه بیشتر از من ازمونشونو گند زدن اعتماد به نفسم رفت بالا........الانم بسیار اعتماد به نفس دارم

دیگه عین خیالم نیست که قراره قبول نشم...

دیشبی یک فیلمی بازی کردم برا خونواده سر همین کنکور

خودم دهنم وا مونده بود

از بس که شبیه این سوپر استارای هالیودماااااااا

عینهو فیلم هندی شده بود

وسطشم اشکم درمیامد(این کارو میکردم تاثیرش بیشتر بشه)

بعد میگفتم هیچکی منو دوست ندارههههههههه

بلاخره که از الان اقدامات لازم باید انجام بشه پس فردا هیچی قبول نشدم خیلی تو ذوق کسی نخوره

بابام دیشب میدونید چی میگفت

میگفتش بچه من برا خودت میگم سراسری قبول شی تو فقط برو مدرکشو بگیر من میفرستمت بری یه جای خوب تو شرکت کار کنی

من دیگه اینجوری

بگو اخه الان وقت گفتن بودددددددددد........زودتر میگفتی خب

بعدشم من اهل پارتی بازیو این حرفا نیستم

 

این دو روزیه رفته بودیم کارت دانشگاه ازادو بگیریم

هرچی چیزه چندشناک بود دیدم

فقط یارو مونده بود بی کله بیاد بشینه وسط میدون

کلکسیون بهزیستی تو خیابون تشکیل شده بود

هر 6 قدم که میرفتم جلو یکی نشسته بود که دستش قطع بود یا پاهاش نصفه نیمه بود

فکرشو بکنید ادم بی هوا تو خیابون داره راه میره یه دفه یه اقاهه که اندازه ی یه بچه سه ساله بود بدون دست و پا جلوتون سبز بشه چه حالی پیدا میکنید

وای من دیگه انقدر ترسیدمممممممممم

جهیدم بغل دوستم از ترس

دو قدم رفتیم جلوتر یه بچه نشسته بود دست نداشت

من میگم

خب توریست بدبخت این چیزا رو ببینه بهش بر میخوره دیگه نمیادااااااااااااااااا.........من فقط به فکر صنعت توریسم کشورم

اونوقت همشونو از تو خیابون ولیعصر جمع کردن بعد متمرکز شدم میدون تجریش

خب نکنید دیگه ادم چندشش میشه

حالا سوار اتوبوس شدم که بیام

وسط اتوبان تصادف شده بود دونفر کشته شده بودن

دل و روده ی یارو ریخته بود رو زمین

خونش همینجور پاشیده شده بود

سرش یه طرف تنش یه طرف دیگه

به خدا شانس منه

همه چه کسایی رو میبینن من بدبخت باید کیارو ببینم

خودم کم بدبختی دارم

دیگه شبش خوابم نمیبرد

خواب دست و پای قطع شده میدیدم

پ.ن: نمیدونم چرا چند وقته داره یه فکرایی میاد تو سرم که همه دارن منو میپیچونن و در حال پیچونده شدنم..........من شدیدا با این کار برخورد خواهم کردددد!

پ.ن: یه گدا دیگه رو دیدیم شلوار مارک دیپلمات پاش بود. خودم مارکشو دیدم. خب من الان چی بگم دیگه. همینجور چهار چشمی زوم شده بودم رو شولوارش اونم هی دستشو بیشتر دراز میکرد دیگه وسط خیابون ییهو جوگیر شدم بلندددددد به دوستم گفتم اوا خاک عالم مارک شلوارش دیپلماته بعد همه برگشتم نگاه کردن..........گفتم بزار مردم ببینن روشن بشن

 

 


[ ]
+
خاک بر سرون کنکور!!!!!!

یه سلام گرم از ته این دل سرد و جسم بی روحم به همه دوست جون جونیام

انقده خسته شدم که نگو

فکر میکنم تمام خستگی این دوازده سال درس خوندن تو جونم موند

دلم میخواد سرمو بزارم رو بالشت و با خیال راحت برم تو یه خواب ابدی دیگه بلند نشم

امروز صبح ساعت 5 بیدار شدم

با یک اعتماد به نفسی(اعتماد به نفسم بخوره تو سرم)

نمازمو خوندم

چایی دم کردم

نشستم عین این قحطی زده های اتیوپی نون و کره و مربای بالنگ خوردم انقده هوس مربای بالنگ کرده بودممممم. یک هفته بود از غذا افتاده بودم خب

بعد از صبحونه هم با چه داد و هواری همه رو از خواب بیدار کردم که پاشییییییییییییییییییییید الان درارو میبندن من میمونم پشت در یک سال از زندگیم عقب میوفتم قرار نفر افل بشم،پاشییییییییییییییید

تو راهم از بس به بابام گفتم تند برو تند برو الان ترافیک میشه یک ربعه رسیدیم حوزه مون

هیچی کنکوره خوب نبود اینش خوب بود هر کردوم از دوستایی که چند سال بود ندیده بودمشونو دیدم و تو اون یک ساعتی که منتظر بودیم بریم سر جلسه همش با احوال پرسی و روبوسی از اینجور کارا گذشت

عوضش سر جلسه از دل و دماغمون درومد

یکیم افتاده بود پشت سرم وراج از اون اولی که نشستیم تا اون اخر یه بند ویز ویز کرد دم گوشم..........ولم نمیکرد. شروع کرده واسه من داستان زندگیشو تعریف میکرد که انقده سالمه و چهار سال پیش شوهر کردمو و دیگه بقیه ی چیزا که اینجا نمیشه گفت.......از این خاله زنکا بود......هر چیم بلد بودیم انقده حرف شنیدم همونم از تو سرم پرید

وااااااای که بگم از سوالای اختصاصی که من نیدونم این سوالارو از کجا دراورده بودن

به طرز فجیعی سخت بود

نسبت به ازمونای سالای قبل دراکولا بود

این سوالارو من دیدم

پژمردم

عینهو گل نو شکفته پرپر شدم

در کل خیلی بد دادم

اصلا فکرشو نمیکردم که اینجوری بدم

درسایی که فکر میکردم بالا هشتاد درصد بزنم پایین بیست درصد شد دیگه بقیه چی میخواد بشه خدا میدونه

فقط موندم جواب بقیه رو چی بدم

از سر جلسه که اومدم بیرون جلو خودمو گرفتم گریه و زاری نکنم

اومدم خونه دیگه نتونستم خودمو نگه دارم

پ.ن برا خودا جونم: خدای قشنگم من که به شانس و اقبال اعتقاد ندارم برعکس همه، ولی چشم دوختم به لطف تو میدونم اگه بخوای همه چی درست میشه پس خودت یه کار کن

پ.ن گنده: خب دیگه کنکور و اینارو ول کنیم میخوام تولد بگیرم برا بچه دلش نشکنه

لی لی لی لی لی لی

تولدت مبارک

یه مجید به خانوادش اضافه شد من از خوشحالی نیدونم چی کار کنیم

خواستم کیک برات درست کنم ترسیدم از خوشحالی ندونی چی کار کنی دیگه نکردم عوضش یه دسته گل مثل خودت میدم قابل نداشت

میدونم خیلی قانعی! گفتم همون یه تبریک کوچولو هم بگم تو راضی هستی

خیلی خیلی مبارکت باشه

همیشه زنده باشی و سلامت


[ ]
+
لحظه شماری من برا کنکووووووور!!!!!

سلاااااااااام به دوست جونام

دلم شده براتون یه ریزه

به نظر شما من اینجوری شدم؟

نشدم؟

اها، چه میدونم گفتم شاید با دو روز درس خوندن این مدلی شده باشم

دلم برا مامان بابای بنده خدام میسوزه

تو دلشون موند ببینن بچشون یه بار بشینه درس بخونه

از همون کلاس اول معظلی بودم

کلاس اول روز دوم معلم مامانمو خواست نزدیک بود بنده خدا بشینه پیش مامانم گریه کنه

همشم از اول تا اخر حرفش چی بود.........هیچی، همش میگفت این دختر شما رو صندلی نمیشینه و هی حرف میزنه

مامانمم به جای اینکه از من طرفداری کنه برگشت گفت خانوم دستم به دومنت منم خودم از دست این بچه عاصیم بگید من چی کار کنم

بهتون بگمااااااااااااا اینجوریم که اینا میگن نیست دروخ میگن

تازه یه چیز دیگه هم معلمه میگفت........گیر داده بود به مامان من که خانوم این بچه چرا نمیترسه. تمام جانوران وحشی از دراکولا و لولو رو اوردم جلو چشمش نمیترسه

خیلی شجاع بودم منننننن اسمموم اشتباه گذاشتن بایستی میزاشتن شجاع دل

دیروز رفتیم کارت بگیریم

به مبارکی و میمنتم گرفتیم

الانم شما بگید انقده استرس

ندارم که

عین خیالمم نیست

چند نفر از دوستام تو این دو روزه رفتن زیر سرم........خیلی ضایعن به خدا

هیچی دیگه اینو من گفتم

فک و فامیل ولم نکردن

تو خونه راه میرم بابام بهم میگه مواظب باش نری زیر سرم..........هی مسخرم میکنن عمومم میگفت

خب چی کار کنم زور زوری نمیتونم استرس وارد کنم به خودم که

منی که یک کلمه درس نخوندم میدونمم قبول نمیشم چی استرس داشته باشم اخه

حالا با این وضعیت بابام پاشو کرده تو یه کفش که یا شهید بهشتی یا هیچ جا

بدبختی از این بیشتر

اخ قبول شم زابل چه حالی میده

طی توافقاتی که بین دوستان انجام شد

تصمیم گرفتیم همون بریم شابدالعظیم

دیدیم از همه جا بهتره ثوابشم بیشتره..........تازه بازارم داره بعدش میریم خرید!

یک سری دیگه از دوستام هم قراره برن امامزاده عینلی زینلی (نمیدونم اینارو از کجا گیر میارن این بچه ها)

گفتیم حالا اینجارو بریم شاید یه نوری خورد تو سرمون سر جلسه متحول شدیم همه تستارو زدیم

پ.ن: الان شما واسه چی نشستید اینارو میخونید پاشید برید دعاتونو بکنید کار داریم

پ.ن: من ازمونم شنبه ست

پ.ن: اها، حیف شد نشد که عسکمو تو تیلیویزیون نشون بدن اخه حوزمون تو یه دبیرستانه...........ما این دبیرستانو نمیخوایم ول کنیم

پ.ن: روز مادرم مبارک. مبارک همه ی مامانای گلتون

پ.ن: الانم میخوایم بریم کارت چند تا از دوستای دیگمو بگیریم......وقت کردم میام بهتون سر میزنم. قربونتون بشممممممممممم


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!