تبليغاتX
.*•. کلوچه خانوم .•*.
.*•. کلوچه خانوم .•*.
کلاس رفتن ما.

واقعا من موندم چرا پا میشم میرم کلاس؟؟؟

این همه پولشو دادم که چی مثلا؟؟؟

امروز از اون اولی که رفتم سر کلاس گرفتم خوابیدم تا اخرش........دیگه همه کفرشون دراومده بود(به من چه ! بهتر از اینه که بشینم با گوشی سر کلاس حرف بزنم!)

فقط اخرش پا شدم گفتم :اقای توتکار بریم خونه دیگه....معلمه چشماش اینجولی شد........گفتش :میبینم چقدرم تو امروز استفاده کردی از کلاس خسته شدیییی

امروز صبح سر کوچه من مردم از خنده........

دوستم می خواست سوار اتوبوس بشه حواسش به من بود و داشت باهام حرف می زد.........همین یه لنگه پاشو گذاشت تو اتوبوس راننده درو بست

بیچاره لای در گیر کرده بود.........انقدر راننده رو فحش دااااااااااد

منم فقط می خندیدم

امشبم باز دلم گرفته!!!


[ ]
+
دلم گرفته!!

سلام

امروز صبح که داشتم می رفتم مدرسه به یک صحنه ی مشمئذ کننده( همون چندش خودمون) برخورد کردم

حالا چی بود

یه دونه جوجه تیغی کوچکولو که من نمیدونم اخه این وسط شهر چی کار می کرده پرس زمین شده بود و دل و رودش ریخته بیرون سرشم معلوم نبود کجا افتاده بود..........بیچاره یه چیز تو مایه های کمپوت. فکر کنم ماشین له کرده بودتش

یه کوچولو درد و دل با خدا جونم:

امشب یه خورده حالم گرفته ست نمی دونم چرا! انگاریه چیز تو دلم هست که سنگینی می کنه. دوست دارم بشینم گریه کنم ولی رمق گریه ام ندارم........دوست دارم بشینم برات یه عالمه حرف بزنم دلم خالی بشه.تا بدونی با اینکه خیلی بنده ی خوبی واست نبودم و خیلی وقتا فراموشت می کردم ولی هنوزم یه ذره از عشقت تو دلم هست ........می خوام بهت بگم میدونم خودت امشب این غمو تو دلم گذاشتی که یه سر اون طرفا پیدام بشه. بهم بگی تو رفیق نیم راه بودی و به من سر نزدی ولی من همیشه باهاتم و هواتو دارم. بگی همه خریدار خوشیاتن ولی من خریدار غمتم.

به خاطر همه چیز ازت ممنوم

به خاطر همه ی غم هام و دلتنگیام

به خاطر اینکه گذاشتی بیام پیشت و درد دلمو بهت بگم هر وقت که خواستم

به خاطر اینکه دوای هر دردم فقط تویی و بس

به خاطر اینکه منو فراموش نکردی هنوز

به خاطر تمام چیزایی که داشتم و تو دادی؛ نداشتمم باز تو دادی!

به خاطر اینکه همه چیزت بی منته و اونی که منت می ذاره منم!


[ ]
+
خودکشی بکنییییییم!

سلام

چقدر این معلما بی ادب شدن معلمم بود معلمای قدیم

هفته ی قبل امتاحان عربی داشتیم امروز اومد برگه هاشو داد..........از بس غر غر کرد مخه همه ابگوشت شد.........اخرسرم گفت شما ها بمیرید بهتره تا زنده باشید! (بی ادب)

ظهر بعد از مدرسه اومدیم یه دوساعت بخوابیم خیر سرمون

همین چشمام بسته شد...زیییییینگ

من بدبخت به زور از خواب بیدار شدم

ـ بله

ـ زن عموم: سلام خوبی. خواب بودی؟

ـ ائییییییی همچین

ـ می خواستم بگم این بلیزه که عموت اورده(اون یکی) یه جاییش خراب شده

ـ آها........حالا من چی کار کنم

ـ هیچی فقط می خواستم بگم.....!!!کاری نداری. خدافظ

یه نیم ساعت خوابم برد فکر کنم داشتم خواب می دیدم یه دفه دوباره.....زیییینگ(زنگ خونه بود)

ـ من: کیه؟

ـ منم منم مامانت (مامانم بود)

- مادر من مگه تو کلید نداری؟

- چرا ولی حوصله نداشتم در بیارم

ـ !!

یک ساعت بعد

زیییییییینگ

ـ بله

ـ سلام (بابام بود) خوبی؟! مامانت کجاست؟

ـ خوابه........منم خواب بودمااااا

ـ داداشت کجاست؟

ـ مدرسه (بدجوری تو خواب بودم)

ـ مگه صبحی نبود بردمش مدرسه؟!

ـ اره ه ه ه......... راستی خوابیده

ـ امشب مهمون داریم. برادرزاده همون دوست سربازیم که تو شماله کسی رو تهران نداره امشب میاد خونه ی ما

- باشه ه ه ه.........تق (تلفونو گذاشتم)

دیگه خوابم نبرد...........نشستم گریه کردم

ای خدا مارو خواب به خواب کن تا دیگه این همه بدبختی نبینیم..........من دیگه خسته شدم

ولی کم نیاوردم........دوباره ساعت 6 غروب خوابیدم. ولییییییی دوباره 10 دقیقه بعدش بابام زنگ زد

ـ من:

ـ ما داریم میایم خونه.......همین

ـ من:

خودکشی کردم.........ولی به سرانجام نرسید!!


[ ]
+
کمبود خواب پیدا کردم.

چه روز مفیدی بود امروز

اگه گفتید امروز صبح ساعت چند از خواب بیدار شدم؟

ساعت 2:30 دقیقه ی ظهر (بزنید به تخته چشم نخورم) جالب اینجاست وقتیم بیدار شدم فکر می کردم ساعت 12 هست

خواب ظهرم فراموش نکردم و دوباره در ساعت 4:30 دقیقه ی ظهر خسبیدم ودر ساعت 7 برخیزیدم از خواب

جا دارد در این لحظه شعر ماشالله ماشالله بهش بگید را با هم زمزمه کنیم

یه اتفاق خیلی خوب افتاد که جای بسی مبارک باد دارد.....

دیشب برای یکی از دوستان بسیار صمیمی که فامیل هم می شود از جهاتی ؛‌ خواستگار امد

این یکی هم به جمع شوهر دارن پیوست

چقدر سر اینکه چه لباسی بپوشد خندیدیم.........بیچاره پسر بدبخت اگه می دانست هیچ وقت پا به خانه شان نمی گذاشت

امروز چون خیلی درس خوندم مخصوصا ادبیات نوشته هام اینجوری شد


[ ]
+
کشف بزرگ!

سلام....Happy Valentine's Day

ببینید این دوتا چقدر ناز دارن(این دوتارو نمیگم. اونایی که اون بالا هستن رو می گم).........این لوگوش خیلی خشنگ بود

در مورد ولنتاین چیزی نمی خوام بگم.......ولی یه ذره می گم اما وارد جزئیات نمی شم

چقدر امروز همه جا شلوغ بود...... مخصوصا محله ی ما که در این موارد معروفه!

تا حالا محلمونو انقده شلوغ ندیده بودم............موندم انقدر عاشق داشتیم و ما ندیده بودیم

به همین منظور امروز کلاس نرفتم.......چون می دونستم هیچ کس نمیاد و همه قرار مدار دارن.

حالا شنبه بریم ببینیم بقیه چی گرفتن!!

امروز تو مترو به یک کشف بزرگ رسیدم

اینکه دیگه نمی خواد برای خرید عید پاشیم بریم سه ساعت تو خیابونا بگردیم و اخرشم هیچی پیدا نکنیم............می ریم مترو

هم می تونه ادم بشینه هم انواع اقلام کالا از جمله: لباس.اسکاج. جوراب. ویفر شکلاتی. فال همراه با دستمال کاغذی(از همه مهمتره چون اگه فال نباشه ادم نمی تونه زندگی کنه! و اگرم دستمال نباشه نمی تونیم مماخمون رو پاک کنیم). سفره. پیشبند اشپزخونه. سی دی دکتر فرهنگ !!!!و غیره.....تازه می تونه سلیقه ی دیگرانم بپرسه!! (دیدید چه کشف بزرگی کردم؟)


[ ]
+
29 بهمن چیه؟
سلام(خسته شدم انقدر این کلمه رو گفتم چیز جدید سراغ ندارید؟) یه شعر می ذارم بخونیدش......بعدم بشینید گریه کنید(گریه دار نیست)! همینجوری گریه کنید

می دانی که من هر روز با تو بودن را جشن می گیرم

 ولی از امسال ((۱۴ فوریه)) را فراموش کن

خواهشی از تو دارم...

بیا عشقمان را ((۲۹ اسفند)) جشن بگیریم

می خواهم ایرانی بمانم!

                             میلاد تهرانی

من تحت تاثیر این شعره قرار گرفتم.........حس ناسیونالیستیم شکوفا شد

بابام فردا امتاحان داره.......نشسته داره درس می خونه.....دعا کنید قبول بشه!


[ ]
+
بزرگ شدم!

سلام به همه

اندر احوالات مکالمات من و مادر جان که در اخر به دعوا ختم شد..........مثل همیشه

بعد از کلی اینور و اونور پریدن و قشقرق در خانه به پا کردن و ریخت و پاچ

من: مامان من کی می خوام بزرگ بشم؟

مادرمان: بدبختی منم همینه که فکر می کنی هنوز بچه دوساله ای. دیگه نمیینی که قد و قوارت چقدر شده

من:اِ اِ اِ اِ اِ مااااااماااااان

مامان: کوفت(داره می گه کوفت)

من: اخجون امشب کوفته داریم؟

مامان: بدبختی انقدر از این کارا کردی یه موقع جلو مردمم از این کارا می کنی ابرو ادمو می بری

من: همه عاشق همین کارای منن دیگه.......چشم ندارن خوشی کسی رو ببینن

مامان: یه بدبختی دیگه هم اینه که همه یه وقت فکر می کنن ما از این کارات خوشمون میاد و تشویقت می کنیم

من: همین کارارو می کنید بچه ها می رن معتاد می شن دیگه الان من برم معتاد بشم خوبه؟

بقیش دیگه کتک کاری شد نمیشه گفت


[ ]
+
....

سلام.....

اینجوری می شه که الان هیچی واسه نوشتن نداریم دیگه....

خونمون داخل قوری جوشیده شد............ما هنوز هیچی از اب در نیومدیم........بز هم اگر بود بایستی تا حالا با این پشت کَمپیوتر نشستن ها چیزی می شد ولی مثل اینکه نمیشه

 


[ ]
+
ته دیگ مغزمان...

سلام.....

امشب حوصلم ته کشیده واسه همین خیلی چیزی نمی نویسم

همین شعررو بخونید و تفکرات لازمو به عمل بیارید............چشمو گوشتون باز بشه خدایی نکرده سرتون کلاه نذارن.........بعد بشینید زار زار اشکولانه بریزید(که موهاتون اینجوری بشه!) و در و دیوار اتاقتونو روزنامه پیچ کنید!!(این شکله هیچ ربطی به روزنامه پیچ کردن نداشت)

همیشه با احساس در ستیز بوده ام

گاه برنده می شدم گاه بازنده!

حاصل یک عمر عشق ورزیدنم ‍

یک جمله بیشتر نیست:

چه عاشق بودی چه نه...

هدیه اش را هدیه نده!

نتیجه اخلاقی:1) کادویی که گرفتیدو به کس دیگه ندید چون لو می رید 2) حاصل یک عمر عشق ورزیدن اخرش این میشه که اندازه یه سیب زمینی پشندی هم ارزش نداری (شکل سیب زمینی رو پیدا نکردم)  ۳)برد و باخت مهم نیست مهم شرکت کردن بود!


[ ]
+
منه بدبخت!

وااای مردم دیگه!!

به خدا خسته شدم انقدر همه رفتن و اومدن...........از همون موقع که از مدرسه اومد تا الان یه دقیقه نشستم

از مدرسه که اومدم تا ناهارمو بخورم سه تا از دوستای مامانم اومدن...........بعدش یکی از دوستای خودم با مادرش اومد........یک ساعت بعدش زن عموم با دوستش اوم، از کرج...........دوباره نیم ساعت دیگش اون یکی زن عموم اومد

انقدر امروز تو مدرسه خوابم میومد که نگووو سر زنگ جغرافی خواب خواب بودم.......فقط منتظر بودم بیام خونه بگیرم بخوابم(زهی خیال باطل)

بعد از ظهرم دوتا از عمو هامو و زن عموم موندن خونمون.........جشن تلود عموم بود و طبق معمول تلپ خونه ما

یه کیک خریده بودن راز بقا...........همه جور مجسمه ای روش بود.....بیشتر شبیه جنگلای امازون بود تا کیک

خلاصه همینجور همینجور شامم خونمون موندن

داستان ادامه دارد....

هنوز سفره شامو جمع نکرده بودیم یکی از فامیلامون که خیلی باهاش مچیم اومدن خونمون.........

مثلا می خواستم از شنبه به کوب شروع کنم به درس خوندن!فهمیدم همون برم شیرمو بخورم بهتره........دیگه از یللی تللی واقعا خسته شدم........ولی نمی زارن که.......به ما درس خوندن نیومده!


[ ]
+
اینم از مهمون!!

سلام.......

امروز چه روز شلوغ پلوغي بود.........اخرشم خوب از دل و دماغمون دراوردن!

من موندم چرا مردم انقدر كم عقل و بي فكرن؟حسابي اعصابم اخر شبي خورد شد

امشب يكي از فاميلامون اومده بود خونمون كه خيلي با هم رفت و امد نداريم.......همون بهتر كه نداريم اصلا ازشون خوشم نيومد. خيلي سال بود كه منو نديده بودن..........خلاصه چقدرم ما گرم گرفتيم(خوب اخلاقمه با همه زود خودموني مي شم)...........اخر سر حرف افتادو اينا فهميد كه من چادر سر مي كنم(اینجوری نه هااااا)(انگار قتل كرديم) خوبه حالا به خانوادمون مي خوره وگرنه چي مي خواست بگه؟؟

خيلي تعجب كرد گفت: اِ شما هم چادر سر ميكنيد........بعدم برگشت به مامانم گفت چرا زورش مي كني جادر سر كنه(با يه لحن بدي) منو می گی........منم به رگ غيرتم بر نخورد انقددددددددر ناراحت شدم كه نگو. برگشتم گفتم : اصلا اینجوری نیست اين چه حرفيه از شما توقع نداشتم اول اينكه من خودم دوست دارم بعدم حالا اصلا خانواده منم بگن بردار من بايد يه هميچن كاري رو بكنم! خدا اين عقلو داده واسه چي؟...........برگشت گفت اخه انقدر بگو بخند مي كني و با همه گرم ميگيري و زود خودمونی میشی(دیگه به غلط کردن افتادم‌.نمیشم) يه همچين فكري كردم........منم گفتم: اين طرز تفكرا ديگه قديمي شده اين حرفا واسه عهد قاجار بود

فكر كنم خيلي جا خوردن..........توقع یه همچین حرف زدنی ازم نداشتن

 اخه من نميدونم چرا انقدر عقل همه به چشمشونه..........تعجب كردم چرا اينا يه همچين چيزي گفتن!.........ادم از بعضي كسا واقعا توقع نداره!


[ ]
+
چه روزی بود!

سلام به همه برو بچ

چه روز عجيب غريبي بود امروز.......زیادی سرم شلوغ بود

اول صبح پاشديم بريم كلاس كنكور اومدم كتاب بردارم ديدم اى داد بي داد كتابمو ديروز دادم به دوستم.....اونم كه يه گيج منگال يه چيز دستش باشه دوسال بعد پسش ميده(چشم نزنم تو همه چيزش خوش قوله)......منم ديدم پاشم برم بشينم تو كلاس معلمو نگاه كنم؟؟.......خب مي مونم خونه مي گيرم مي خوابم

ولي اخر سر دلم طاقت نياورد ساعت 10 پاشدم رفتم حداقل به كلاس عربي برسم

حالا منم ديرم شده بود و اعصابمم خورد، يكي گير داده بود بيا سوار ماشين شو......منم انقدر اعصابم خورد شد همينجور وایسادم فقط چپ چپ نگاش كردم و گفتم خيييييلي تو پررويي (اصلا هم حوصله کل کل کردن با هاشو نداشتم)......ولي مثل اينكه خيلي پررو تر از اينا بود.....وايساده بود جلو در مدرسه!.....منم اصلا نگفتم تو چي ميگی

حالا رفتم سر كلاس معلمه ولمون نمي كرد. همش مي گفت يه خورده مي خوابيدي......منم گفتم اتفاقا خيلي دوست داشتم ولي ديدم كلاس عربي داريم حيفه نيام(اون موقع سر كلاس ادبيات بودم)

امشبم عموم از دبي اومد......واي چقدر با عموهام خنديديم.....فيلم كمديی بود.....كليم جنس ازش برداشتم.....چقدر به جونم دعا كرده!.........نصف بيشتر خريد عيدمو كردم

خلاصه امروز از اون اول صبحي تا نصف شب برنامه اي داشتیم.....بی کار نبودیم


[ ]
+
....!!فلسفه چه باحاله

سلام

امرزو فلسفه داشتيم.......يكي از درسایي كه من عاشقشم......با اينكه از درسايي كه خيلي فكر كردن مي خواد بدم مياد مثل رياضي ولي فلسفه رو خيلي دوست دارم

تازه امروز فهميدم ماها چقدر خنگ مونديم و خودمون خبر نداريم......تمام فكرمون شده دوتا سيب زميني پياز كه سر قيمتش چونه بزنيم و اينكه فلاني الان داره چي كار مي كنه ، كجا رفته و حالا من چي كار كنم.......

اصلا ولش کن نمي خوام زيادي بحث فلسفي كنم......همين امروز امتحان خوبي دادم برام بسه.......بحث فلسفي پيش كشم

يه دسته گل ديگه هم امروز اب دادم.......تو كلاس گوشي يكي از بچه ها دستم بود داشتم اهنگ كوش مي كردم يه دفه يكي از معاونامون اومد تو كلاس(خروس بي محل، اخه الان وقت اومدن بود)......منم عين خيالم گوشي رو گزاشتم تو جيبم(خودمو زدم كوچه علي دست چپ) ولي مثل اينكه فهميده بود....يه چب چب نگام كرد بعد گفتش: اون گوشي رو وردار بيار مقاومت كردن بي فايدست(اين يكي رو از خودم دراوردم) .......منم مجبور شدم بردم ديگه چي كار مي كردم خب داشت منو ميزد.........ولي اخرسر به زور رفتم ازش گرفتم

يه چيزاي ديگه هم مي خواستم بگم ولي نمي گم.....مي خوام تو دفترم بنويسمش......هر چيزي رو نميشه اينجا گفت


[ ]
+
ولنتاین
سلام به همگی

امشب با یکی از دوستام که حالا بعدا براتون می گم کیه رفتیم بیرون خرید ولنتاین

یکی از خارج پاشه بیاد تو ایران فکر میکنه این یه رسمیه که از هفت هزار سال پیش تو ایران اجرا میشده.......تو هر مغازه رو که نگاه می کردی فقط عروسک و قلب و جعبعه کادو می دیدی........چقدرم گرون بود

از همه بدتر.........تو همشونم فقط دخترا بودن که داشتن خنزل پنزل می خریدن.....همونجا به خودمون فحش دادم.......یکدونه پسرم نبود

البته بعضی هاشونم(همین پسرا)به مغازه دار سفارش داده بودن که با سلیقه خودشون هر چیزی می خوان بزارن ولی دیگه این کادو دادن چه لطفی داره؟ کادو خریدنا هم دیگه ابکی شده

موندم چرا هر چیزی اونور مد میشه قبل از اینکه خودشون بفهمن اول میاد اینجا!

 اصلا کسی از ولنتاین جز کادو خریدن چیز دیگه می دونه؟ حتی نمی دونن که چند صد سال قبل از اینکه تو اروپا ولنتاین م بشه ما تو ایران روز عشق داشتیم نمی دونید دیگه همین میشه پس فردا که بچه هاتون بزرگ شدن و دوتا سوال ازتون کردن وایمیستید نگاشون می کنید

همین ۲۹ بهمن چند روز بعد از ولنتاین روز عشق تو ایران بوده. یه روز دیگه هم تو پاییز(مهرگان) که همه می دونید هم یه همچین معنیایی داشته......تازه خیلیم قشنگ تر از مال اوناست

این گلا هم واسه شما اینا هم همینطور با اینا


[ ]
+
...

سلاااااااام

من موندم ما نخوايم بريم مدرسه چیكار بايد بكنيم......خسته شدم انقدر صبح زود از خواب بيدار شدم چي ميشه يه بارم ما نريم سر كلاس

امروز نرفتم سر كلاس. خير سرمون مثلا دوشنبه ها و پنج شنبه ها تعطيليم بماند كه از روزاي ديگه بيشتر تو مدرسه مي مونيم

منم امروز دلم خواست كلاس نرفتم.....كلاس رفتنمونم كه به دردمون نمي خوره يا همش خوابيم يا معلممون به جاي درس دادن شعر مي خونه و از خودش تعريف مي كنه ديگه تمام حرفاشو حفظ شديم.....تو كلاسم هيج كس هواسش به درس نيست يا دارن اهنگ گوش ميكنن يا دارن با گوشي حرف ميزنن يا مثل من خوابن. منم ديدم همون بشينم تو خونه گلدوزي و بافتني(الانم فصلشه)كنم خيلي بهتره(خالي بستم)

عوضش بعد از ظهري دوست جونم اومد خونمون (که خدا خیرش بده حوصلمون سر رفته بود دیگه) يه فيلمم ديديم......محشر بود مخصوصا كه كارگردانش تيم برتون بود وجاني دپ هم توش بازي می کرد.....چه بدبختی کشیده شد تا تونسته شد فيلمشو گير بياريم......كامپيوتر مردم سه روز روشن بود تا تونسته بودن دانلودش كنن از اين اي دي اس اليه زنگ زده بودن كه شما مارو بدبخت كرديد ما هم گفتيم: هر ان كس كه خربزه مي خورد و پول مردم را هم اينجوري مي چاپد بايد پايه يه همچين لرزه هايي هم بشيند.اونا هم دمشونو گزاشتن رو كولشونو رفتن تا پاي لرزش بشينن

اين فيلمه رو هم حتما بريد ببينيد خيلي قشنكه جايزه اينا هم برده......اين جاني دپه همينجور فرت فرت با تيغ اصلاح گردن مردمو ميزنه...... انقده قشنگه!!!

4292294_3d9b60051191537723_m.jpg

 


[ ]
+
هیییییی
سیلااااااااام بچه ها

دیشب نتونستم بیام داشتم دغ می کردم نشسته بودم پای کامپیوتر شیلیک شیلیک اشک تمساح میریختم. حقّمه همیشه کارامو میذارم واسه دقیقه نود بعدم این ادا بازیارو در میارم......به تمام ائمه ی اطهار توسل کردم. ۱۰۰ صلواتم نذر کردم

حالا چی شده بود هیچی........فقط کنکور ثبت نام نکرده بودم و انقده هم این سایتش شلوغ بود هر صفحش نیم ساعت طول می کشید اخرم ثبت نام نمی کردحالا خدارو شکر تمدید کردن

یک کشف جدید کردم و به همین دلیل شادمانم!!..............کی می دونه اون بالای قالب عکس چیه؟ اگه گفتید؟ عمرا اگه بتونید پیداش کنید دهکی.........گزینه های زیر را انتخاب کنید.

۱) سرنده پیتی                                                                        

۲)شنل قرمزی

۳)پینوکیو

۴)پدر ژپتو

۵)خانوم بی نظیر بتو در لباس جادوگری

۶)بچه ی باباش

۷)فیلم ارباب حلقه ها

تلاش خودتونو بکنید حتما جواب درست رو پیدا می کنید                 

تازشم به اونایی که نمیدونن بگم که من یه وب دیگه هم دارم........فهمیدم چشماتون شد. رو هوا نیاید بگید نمیدونم چی چی

 


[ ]
+
احوالپرسی
سلام به همه کسایی که واسه اولین بار دارن تو وبم میان

یکی نیست بگه تو که حرف واسه نوشتن نداری چرا وبلاگ میسازی!! (این اقاهه داره میگه چرا؟) خیلیم دارم

واسه اولش بگم که من ۱۸ سالمه و تیر ماهم میرم تو نوزده سال(بزنم به تخته چه زود بزرگ شدم!) (بی تربیت ادم جلو مردم از این کارا میکنه!)

تو تهرانم زندگی می کنم و برعکس همه که میگن ای دود داره وای کثیفه من عاشقشم

چند روز پیشم مامان بزرگم فوت کرد......پنج شنبه هم ختمش بود و منم بر عکس همیشه که هیچ ختمی نمیرفتم رفتم.......همه فک و فامیلارم بعد از ۳ـ۲ سال که ندیده بودم دیدم.

چاهارشنبه ای هم کارنامه ام رو گرفتم.......چه افتضاحی بود نمره هام خدارو شکری خوبیش این بود که تجدید نیاوردم.بابا سال اخره دیگه درس بخونم که چی بشه!! همین برا کنکور میخونم بسه!!

 

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!