تبليغاتX
.*•. کلوچه خانوم .•*.

.*•. کلوچه خانوم .•*.

صندوقچه حرفای کلوچه خانوم

از اونجایی که از همون بچگی تو گوش ما فرو کردن تو تموم برنامه های کودک و انیمیشن ها یه نکته ی اموزشی و پرورشی نحفته هست منم هر وقت میشینم پای برنامه های نونهالان و کودکان میگردم دنبال این نکته ی نحفته! بماند در اغلب موارد نکته پیدا نمیشه. دیروز سر نهار بودم و بعد از دو روز غذا نخوردن عین قحطی زده ها افتاده بودم رو بشقاب غذا, همونجورم چشمم به تلوزیون و برنامه کودک اوگی و دوستان بود....چشمتون روز بد نبینه قاشق رو که گذاشتم تو دهنم یکی از همون مگسا دستش رو کرد تو دماغش و یه کرم دراورد بیرون و فرو کرد تو قلاب ماهی گیری باهاش ماهی بگیره!!! یعنی دل و روده ی من رسما اومد تو دهنم و همون شد من دیگه غذا نخوردم و تا دو ساعت بعد از غذا اوق میزدم.........بعد که یه خورده فکر کردم دیدم خیلی هم چیز بدی نگفته بود! به هر حال خواسته توانمند سازی رو تو بچه ها از همین دوران کودکی به وجور بیاره و چه بهتر که از اشیا و مواد به درد نخور شروع بشه. تازه سال اصلاح الگوی مصرفم هست دیگه چه بهترwhistling

 

امروز بعد امتحان هر کسی رو که میدیدم و خداحافظی میکردم میگفتم برو یه هفته بخواب! همه خسته شدیم. بعد از انتخابات و سریع پشتش امتحانا یک ماهم بخوابیم کمه

از فردا تعطیلات شروع میشه

این یک هفته همش عروسی داریم تا پنج شنبه. منم مثل همیشه داغ لباس رو دارم.....تموم تابستون رو ول کردن همه چسبیدن به تولد امام علی و مارم انداختن تو دردسر بعد تو کل سال من بیچاره چشمم به در خشک میشه یکی بیاد کارت عروسی بده بهمون

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 3:19  توسط کلوچه خانوم  | 

مایکل جکسون مرد

خب مرد که مرد

من هم میمیرم, اونم میمیره, همه میمیرن! واقعا این اقا اونقدر ارزش داره که به خاطرش کل سایتهای خبری و وبلاگا و همه جا اعلام کنن

برعکس همه من تا الان که یه دو سه تا وبلاگ و وبسایت رو خوندم نمیدونستم این اقای 50 ساله ی 20 ساله نما مرده و اصلا هم برام مهم نیست

فقط چون دیدم همه در موردش نوشتند منم گفتم  به خانواده ی داغدار و ایرانیهایی که قلبشون برا مایکل میتپید تسلیت عرض کنم

هیچی از این ادم نمیدونم

فقط وقتی یاد اون صورت عمل کرده اش میوفتم تمام بدنم مور مور میشه از اینکه چه سختیها و دردهایی که زیر تیغ عمل جراحی نکشید و حالا مرده و قراره زیر خاک همش از بین بره!

بعدشم مثل همیشه که کسی از این خواننده ها و بازیگرا میمیره به خودم میگم الان شب اول قبرش چیکار میکنه؟ به خودم دلداری میدم: اینا میرن جهنم منم برم جهنم! پس عدل خدا این وسط چی میشه و خودم رو سریعا تو باغ بهشتی فرض میکنم چون خیلی از گناهایی که اینا کردن رو من به اندازه ی سر سوزنی نکردم

به هر حال هرچی بود خدا بیامرزدش حیف که تا اخر عمرش هم قیافه و تریپش به دل من نشست. صداش را که نشنیدم ولی قیافه ی درست و حسابی هم نداشت بلکه یه خورده از چهرش تعریف کنم. خوبیهاش رو هم که ازش دور بودم ندیدم که باز چیزی برای گفتن داشته باشم فقط حدس میزنم اعتماد به نفس اصلا نداشته که هی میرفت همه جاش رو عمل میکرد که به احتمال یقین در دنیای جدید خدا بهش نشون میده چجوری باید اعتماد به نفس میداشت.

تازه موندم چطوری میشه یه همچین ادمای بی ارزشی انقدر با ارزش میشن؟؟؟ ما این وسط باید چیکار کنیم که با ارزش بشیم؟ و به جز صورت عمل کردن و هزارتا کار دیگه کردن چطوری میشه با ارزش شد؟؟ و ارزش ها این وسط چی میشه؟؟ اصلا ارزشها کدومند که این اقا داشت و ما نداریم؟؟

باز هم به احتمال یقین من فردا امتحان خوبی خواهم داد! چون تا الان از یک جزوه ی 40 صفحه ای سخت که تا به امروز یک برگش ورق نخورده 10 صفحه بیشتر نخوندم

خب فشار روحی وارد میشه و اینجوری میشه که شب میام و این چرندیات رو مینویسم

پی نو:

ما یک پسری در همسایگیمون بود بهش میگفتن مایکل! زن گرفت و رفت. ولی برای خودش در جوونی چیزی بود هر انچه را که نباید میکرد کرده بود! رقصش هم خیلی معروف بود. وقتی زن گرفت فقط تا یک ماه وقتی خودش و زنش رو می دیدیم دهنمون وا میموند. بعید بود از یه همچین ادمی چنین زنی رو بگیره. کلا دختره اگه میدونست این چی بوده هیچ وقت ازدواج نمیکرد.....ولی بعد از ازدواجش مرد زندگی شد هیچ خبری هم از اون مایکل قدیم نیست

کاش مایکل جکسون هم اینجوری میشد!

 

بعدا نوشت:

فکر میکردم لحن طنز امیز نوشتهارو فهمیده باشید و منتظر جوابهای دندان شکن و دشمن شکنتون نبودم. من هیچ وقت جای خدا نشستم هیچ وقتم این کارو نمیکنم اگرم در مورد کسی صحبت کردم فقط عقیده ی خودم رو گفتم و بس! اگر یه کمی هم چاشنی طنز داشت نباید به پای بی سوادیم بنویسید و پای رئیس جمهور رو بیارید وسط

یک بار دیگه لطف کنید و پاراگراف اخر رو بخونید

امثال مایکل ها تو دنیای ما زیاد هستند اوردن همسایمون رو مثال نزدم که گفته باشم ماهم همسایه داریم!! خواستم بگم هر ادمی هر چقدر هم بد قابل تغییر همونجور که همسایه ی ما تغییر کرد و ۳۶۰ درجه برگشت بقیه هم میتونن اینجوری بشن

اون خط اخر رو بی زحمت شصت بار مشق شب از روش بنویسید با علامت تعجبی که اخرش هست. بی کار نبودم چهل تا خط به قول دوست عزیزمون بنویسم اونم شب امتحان.....اون علامت تعجب رو گذاشتم که بگم اقای جکسون با هر بدی و گناهی که کرده شاید اخر عمری خیلی هم ادم خوبی شده مثل مایکل همسایه ی ما

من رو تو قبر هیچ کس نمیزارن مایکلم تو قبر من نمیازن! اگر حرفی از اخرت کسی زده میشه فقط و فقط تلنگر زدن به خودمه که حواسم به کارا و گناهایی که میکنم باشه.

تموم

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 2:21  توسط کلوچه خانوم  | 

باید بگم این دو ساله در گمراهی کامل به سر میبرم و دو شبه لذت نداشتن نت بهم مزه کرده

یاد وقتی میوفتادم که میشستم شب تا صبح درس میخوندم به امید نمره بیست......چشیدن طعم اون روزا با تفاوت اینکه الان دانشگاه محل تحصیلمه خیلی بیشتر لذت داره

دوباره بعد یک سال دارم حس بچه درس خون بودن رو میچشم مخصوصا دیروز که رفتم کتابخونه و دوستای پشت کنکوریم رو دیدم

درس نخوندن در طول ترم و گذاشتنش برا شب امتحان هم باز از اون حس هایی بود که یاد و خاطرش برام زنده شد

 

دیروزم خیلی هول هولکی قسمت شد و با چند تا از دوستام رفتیم جمکران....

فک کنم از اخرین باری که شب سه شنبه رفتم جمکران سه سال میگذشت انقدر برام لذت بخش بود که هر چی بگم کمه.......

دعای توسل شروع که شروع شد گریه ی منم باهاش شروع شدم تا اخری که دعا تموم بشه و سلام بدن به امام زمان.....احساس کردم با هر قطره اشک یه بار گنده از دوشم کم میشد و نیازم به وجود اماممون بیشتر

این روزا با هر بدی و خوبیش حداقل اینو بهمون فهموند برای ظهور کسی که میدونیم تنها به دست اونه که تمام گره ها باز میشه بیشتر دعا کنیم

 

دوستام که یه جا جمع شدن تا نامه بنویسن و بندازن تو چاه چندتا دختر جوون هم اومدن پیشمون......(من خودم اعتقادی به نامه نگاری ندارم) دوستام شروع کردن به نامه نوشتن من زل زدم به گنبد. چون دوستام همشون این هفته کنکور داشتن میدونستم اولین چیزی که بخوان قبولی هست گفتم بچه ها بیاید به جا کنکور برا یه چیز دیگه دعا کنیم

همه گفتن: شوهر خوب!!!

به هر حال دعای مد نظر من این بود خدایا به جا انداختن نذر و نیاز بابت فراغ یار و شور نمونه یه خورده حس مسئولیت در قبال کشور و مردم و رو بده! الهی امین

خلاصه باعث وبانی شدیم تا اون چندتا دختر غریبه یاد حاجت دلشون هم بیوفتن و از اینهمه روشنفکریمون کلی بخندنخنثی

 

پی نو بسیار مهم:

انتخابات برای من تموم شدست. از همون روزی که رفتیم برا جشن پیروزی تموم شده بود. پس اصلا نمیخوام بعد از دو هفته هنوز حرف از این چیزا باشه

ببخشید اگر نتونستم کامنتارو جواب بدم هم اینکه دو روز نت قطع بود هم اینکه اگه بخوام پایین نظرات جوابتون رو بدم به خاطر زیادی حرفام تائید نمیشه

فقط برا اون خانومی که کشته شده:

با تمام تذکراتی که از طرف هزارتا ارگان داده شد حالا من کاری ندارم دلیل داشته یا نه اجازه راه پیمایی و تظاهرات به کسی داده نشد و به همه هم گوشزد کردن که نیاید و عواقبش پای خودتون حالا این وسط چند نفر ادم شجاع و پی گیر حق خودشون و عاشق شهادت راه افتادن رفتن تو خیابون این وسط هم از اونجایی که گفته شده بود و اینکه در اینجور مسائل جای هیچ شوخی نیست و حلوا و شیرینی هم پخش نمیکنن رفتن و کشته هم شدن. پس به من و اقای دکتر ربطی نداره چون با تمام اخطارهایی که مسئولین دادن بازم اینها رفتن و اگرم کسی از این موضوع ناراحته بره و به باعث و بانی این امر و اون فردی که امر فرمودن این افراد بریزن بیرون بگه چون خون این ادمایی که کشته شدن چه شهید باشن چه نباشن پای اوشون هست و این من نبودم که بگم برید و اونها هم رفته باشن و کشته شده باشن حالا کسی به من بگه

مسئله دوم اینکه اقای دکتر اسلحه بر نداشتن بیان وسط تیر بزنن به دختر مردم که شما هم اینجوری میگید. سپاه و ارتش و نیروی انتظامی هم اگر حق تیر داشته باشن از کمر به پایین هست پس نتیجه میگیریم این تیری که زده شده و به نقطه حساس ندا خانوم خورد و سریع هم کشته شدن با هدف گیری دقیق بوده و من تا به الان در هیچ کدوم از فیلمها ندیدم بسیج و سپاه و ارتش و نیرو انتظامی باشن که تیرو زدن

سوم اینکه اگه شما به فیلم توجه کنید میبینید فیلمش کاملا حرفه ای و با تکنیک های فیلم برداری بوده مثل همین فیلمی که از تلوزیون یک هفتست هر دو دیقه یک بار میزارن پس کسی که فیلم گرفته ادم حرفه ای بوده و کاملا به سوژه مورد نظر تسلط داشته

با تمام اینهایی که گفتم با یه خورده فکر میفهمیم کار هرکس بوده نه از طرف نیروهای دولتی بوده نه خود تظاهر کننده ها

پس این وسط هر اتفاقی میوفته یک جانبه نباید نگاه کرد و سریع مقصر رو کسی ندونیم

اخرین مطلب هم اینکه

این چند وقت از همتون ممنون اومدید و درباره این چند روز نظر دادید از مونای عزیزم با اینکه بعضی حرفاش ناراحتم کرد ممنون که اومد وقت گذاشت و حرفش رو هر چند که مخالف بود زد امیدوارم اگه منم حرفی زدم که ناراحت شده به دل نگیره همینجا هم ازش معذرت خواهی میکنم. مریم خانوم که من نمیشناختمش. هستی جونم که واقعا دوستش دارم. سودابه ی گلم که اخر من نفهمیدم طرف دار کیه! اونایی که رفتم و وبلاگاشون نظر دادم کسایی که نرفتم و نظر ندادم. اونایی که جواب نظراشون رو ندادن و بقیه دوستان که این چند وقت همه حرفام رنگ و بوی انتخاباتی داشت و خستشون کردم وتحملم کردن و خودم که چند وقت خیلی زحمت کشیدمwhistling

اگرم حرفی زدم، ناراحت شدید از همتون میخوام ببخشید و بلافاصله با خوردن یک بستنی دهنتون رو شیرین کنید تا کاملا از یادتون بره و اگر نرفت من دیگه نمیتونم کاری کنم براتون

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 1:31  توسط کلوچه خانوم  | 

خدارو شکر همه جا اروم و امن و امانه

با صحبت های امروز اقا هم فکر میکنم جای هیچ حرفی نمونده باشه و همه اونهایی که این چند روز حسابی تند رفتن (نمونش خودم) سر جاشون نشسته باشن!

پیشنهاد میکنم همه تون اگر تا الان سخنرانیهای امروز رو گوش نکردید برید و گوش کنید

برا خودم خیلی جالب بود با اینکه اصلا حوصله سخنرانیهای اینچنینی رو ندارم ولی برا بار اول نشستم و همراه با بقیه همش رو گوش کردم و انقدر به نظرم منطقی اومد که بدون هیچ شک و تردیدی قبولشون کنم

از فردا دیگه برنامه های انتخاباتی تعطیل!دروغگو

جنگ جنگ تا پیروزی و از این حرفها هم تموم شد! اگر برخی از هموطنان دست بردارن یک سری از مردم هم به کار و زندگیشون میرسن و مجبور نمیشن صبح تا شب در این تظاهرات و اون تظاهرات و تجمعات به پس گرفتن حق خودشون شیشه و اینهارو بشکونن و هم اینکه بچه های اهل درس و مشقی مثل ما به کتاب و دفتر و جزوه هاشون یه سری میزننیول

خیلی شوق و ذوق فردارو دارم

دانشگاه یک هفته قبل از انتخابات تا به امروز تعطیل بود. هیچ خبری نه از بچه ها دارم نه از دانشگاه فقط قبل از انتخابات با چندتا از استادا از طریق اس مس در ارتباط بودم که اونم بعد انتخابات تموم شد!!!

یا فردا یک جنگ دیگری به پا میشه و من شهید میشم مژهیا همه میان با روی خوش بهم تبریک میگن و قضایا به دوستی و محبت و مهربانی ختم میشه

به هر حال من خودم رو برا هر جور فحش و ناسزا و تیکه پرونی اماده کردم و ظرفیت خود را تا حدالامکان بالا بردم

دیگه تا ببینیم خدا چی میخواد

 

فک کنم جواب سوالات امتحان فردارو هم با سلام و صلوات بدم!!

قرار بود یه سر بیام نت و سریع به چندتا از سایتا سر بزن ببینم اقای موسوی در مقابل فرمایشات رهبر چه موضعی گرفتن که هیچی دستگیرم نشد! ایرانیها موجودات فوق العاده ای هستن جایی که باید حرف بزنن هیچی نمیگن و جایی که باید یه چیز بگن هیچی نمیگن

تا بیشتر از این نزدم به جاده خاکی باز از یه چیز دیگه حرف بزنم پاشم برم

سعی میکنم دیگه از انتخابات حرف نزنم دیگه خودمم به این کلمه حساس شدم

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 1:24  توسط کلوچه خانوم  | 

 کامنتاتون رو خوندم و اشک ریختم به حال خودم و به حال همین جوونایی که شما ازشون حرف زدید و گفتید دارن کشته میشن......شما اگه تو ماهواره و بلوتوث این صحنه هارو دیدید من با چشم خودم دیدم پسر جوون پشت کمرش چاک خورده بود. خودم با همین چشمام دیدم اقایون طرفدار میر حسین که انقدر ادعای فهم و کمالشون میشه چجوری سنگ پرت میکردن

شمایی که دیروز رفتید و حماسه افریدید......میامدید و امروز رو هم میدید که چجوری دوستاتون به هیچ کس رحم نمیکردن. از تلفنهایی که بهم میزدن و خبر میدادن تا وقتی جمعیتی که امروز تو راهپیمایی وحدت رفته بودن برسن به خیابون ازادی و زیر مشت و لگد داغونشون کنن و باید بگم واقعا هم از پسش خوب بر اومدن

گریه کردم به حال جوونایی مثل خودم که پریروز تو کوچه میدویدیم که خدایی نکرده باتوم نخوره بهمون تا به خاطر دستگیری چندتا ادم لاابالی من و امثال من به پای اونا نسوزیم

به اون پسر و دختری که ادعا میکنن نامزد انتخاباتیشون قانون مداره  ما دیدیم چجوری قانون رو زیر پا گذاشت و همه رو دعوت کرد بریزن تو خیابون و ادم بکشن

راست میگید

ما عقل و شعور نداریم

امروز رفتیم که بگیم هممون یه ایرانیم اگر چیزیم بوده تمومش کنیم ولی همین اغتشاش گران محترم که از طرفدارای میر حسین هستن اومدن و جلو راهمون رو بستن و هر کاری دلشون خواست کردن

ما امروز تا دلتون بخواد سر شکسته دیدیم. سنگ دیدیم. کاش شما هم بودید و میدید همین ادمی که دیروز اشک شوق تو چشماش بود و وسط دوستدارانش دست تکون میداد امروز چجوری سکوت کرد و هیچی نگفت

میتونست بگه این کارایی که این چند روزه شده از طرف ما نبوده. میتونست بگه ولی نگفت

میتونه زبونش رو بچرخونه و از طرفداراش بخواد یه چند روز بیرون نیان تا عاملای این برنامه هارو جمعشون کنن بعد بریزن تو شهر ولی نگفت

 

برا خودم متاسفم که باید تو بی بی سی و شبکه های ماهواره ای بشینن و بگن ما حامی اقای میر حسین هستیم عکس میر حسینم بندازن تا بگن این خوبه بریزید بیرون براش! دوتا وبلاگ ویولت و چند نفر دیگه رو هم بیارن و بگن ببینید اینا جزو پربازدید ترین وبلاگاست ببینید چجوری داره به دولت بد میگه!

باید افرین بگم به صدا و سیمای با غیرتمون که اسم این بی غیرت رو نبرد! میان میگن اغتشاش گران طرفداران موسوی نیستن. در حالی که هستن

اگه طرفدار موسوی نیستن پس طرفدار عمه ی منن اینایی که میان و همه جارو به اتیش میکشن

بعدشم ما توقع داریم پلیس و بسیج و امثال اینا بشینن و بگن افرین که انقدر دارید حماسه میافرینید....اونا هم بزنن و ادم بکشن!

 

 

امشب شما ندید دختری رو که باباش معلوم نبود کجا بود و ما اومدیم تا خونه رسوندیمش....همش گریه میکرد وما  دلداریش میدادیم که پدرای ما چشمشون پره از اینجور چیزا اونا انقلاب کردن, جنگ رفتن, این دعواهای خیابونی براشون چیزی نیست!

 

اقای موسوی که حامی جوانان بودن الان کجان

الان کجان که بگن و کوتاه بیان و از این طمع قدرت بگذرن تا این همه ادم نخوان سرشون رو با وحشت شب رو بالشت بزارن! کجاست اون خانوم پرفسورش تا ببینه چجوری چادر از سر زنا میکشن. چجوری خانوما با چشمای گریون بچهاشون رو بغل میگیرن و میدون تو کوچه ها تا با سنگ کسی نزنشون به جرم اینکه امروز رفتن میدون ولیعصر!

چرا هیچ کس نیست به این اقا بگه شما اگه دوس دارید زورکی رئیس جمهور بشید خودتون بیایید جلو و جوونارو نفرستید تو خیابون تا همدیگه رو بکشن....سر و سنگین تو خونه هزار متریش نشسته و پیام میده

 

من نمیدونم بعضیا چی میگن

یعنی یه سری ادم بیان و همه جا رو اتیش بزنن همه بشینن و فقط نگاه کنن! چون خواهرا و برادرای ما هستن باهاشون کاری نداشته باشن؟ پس به نظر شما چجوری باید جلو اینارو گرفت؟؟ دیروز راهپیماییشونم که کردن اقای موسوی هم که اعتراضشون رو گفتن دیگه چی میخوان؟!!!! حتما توقع دارن چون سه میلیون ادم دیروز از تمام کشور! ریختن تو تهران حکم ریاست جمهوری رو از اقای احمدی بگیرن بدن به موسوی! بقیه ی رای ها هم اینجا پشمه.....من نمیدونم طرفدارای این اقا چنان میان ومیگن همه دروغگو هستن از شورای نگهبان گرفته تا خود اقای دکتر و بقیه که انگار فقط موسوی این وسط پاک دامن و راست گو درومده.

کدوم یکی از شما امار دقیق دارید که تو انتخابات تقلب شده؟؟ تقلبم شده باشه 1 الی 2 میلیون....اقای موسوی به جا اینکه بره بشینه یه جا و فکر کنه به اینکه چرا مردم بهش رای ندادن فرت فرت میاد تو خیابون و اشک شوق میریزه

 

اینهایی که تا امروز باعث و بانی این وضع تو تهران شدن از خار و خاشاک هم بدترن! توقع نداشته باشین بیان و بگن گل و بلبل هستن

 

دنبال این نباشید کی کشته شد ببینید کی این اوضاع رو راه انداخت! میگن تو دعوا تر و خشک باهم میسوزن دیگه چه برسه به این قضیه که از جنگ جهانی هم گذشته

پی نو:

بچه ها شرمنده اگه با لحن تند نوشتم از ته دل میگم همتون رو با هر سلیقه و عقیده سیاسی دوست دارم ولی یه صحنه هایی هضم کردنش برام سخته نمیتونم ببینم. حرفهام رو هم توهین به خودتون ندونید......بیاید به جا این حرفا دعا کنیم هر چی هست زودتر این روزا و شبا تموم بشه. ما نرفتیم پای صندوقای رای که الان این وضعیت رو ببینیم. تو رو خدا دعا کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 1:45  توسط کلوچه خانوم  |